ماجرا از روزي شروع شد كه چند نفر از كارشناسان شهري و محيطزيست به اين نتيجه رسيدند كه عطر گلها دارند ميميرند و اين تنها نظر اين چند نفر نبود. آن سوي مرزها پژوهشگران آمريكايي نيز به اين نتيجه رسيدند و اين موضوع آنقدر برايشان نگرانكننده بود كه نسبت به آن هشدار دادند چون مرگ عطر گلها، مرگ خود گلها بود و اين يك اتفاق ساده نبود.آنها گفتند آلودگي هوا و حجم آلايندهها، عطر طبيعي گلها را از بين برده و زمينه مرگ و انقراض آنها را فراهم كرده است و زمانيكه گلها و گياهان عطر طبيعي خود را از دست بدهند، پرندهها نيز ماندني نيستند چون نخستين تاثير آلودگي هوا روي پرندگان و گياهان بوده و در چنين شرايطي است كه عطر گلها ميميرند و پرندگان فراري ميشوند.
محمد باقر صدوق، مديركل محيطزيست استان تهران يكي از افرادي است كه از كم شدن عطر گلها واهمه دارد و معتقد است كه سرب و دود تنها انسان را نخواهد كشت. از نظر او قناريها و توكاها نيز در امان نخواهند بود و آلودگي هوا، تهديدي جدي براي آنان هم هست.
او هواي تهران را به پوششي از دود كه هر روز فشردهتر ميشود تشبيه ميكند و ميگويد: تصور كنيد ميان اين پوشش دود كه سرشار از گازهاي سمي است وقتي انسانها كه نسبت به ديگر مخلوقات مقاومت بيشتري دارند نميتوانند دوام بياورند و بسياري از آنها نيز بر اثر بيماريهاي ناشي از آلودگيهوا ميميرند، پرندهها چگونه ميتوانند بمانند و از اين هواي مسموم متاثر نشوند.او ميافزايد: تهران ديگر از دست رفته و صحبت از محيطزيست در آن مفهومي ندارد.
وقتي ما به سختي نفس ميكشيم و هر روز بر تعداد بيماران قلبي- تنفسي ما افزوده ميشود، چگونه ميتوان انتظار داشت پرندهها بمانند و آواز هم بخوانند. بايد توجه داشت كه هر تغيير و تحولي در اكوسيستم در نخستين گام روي پرندگان و گياهان تاثير ميگذارد و زمانيكه ما ميبينيم گلهاي شهر بيرنگ و بو شده و صداي پرندگان از درختان به گوش نميرسد؛ يعني محيطزيست ما از بين رفته و پرندهها هم خواهند رفت.
پرندهها هم رفتند. مثل پروانهها كه چند سال پيش، آرام و بيصدا شهر را ترك گفتند و فقط همين چند نفر بودند كه ميدانستند با حنجره زخمي نميتوان آواز خواند و خاموشي يعني كوچ، مهاجرت؛ يعني آغاز بحران. خودروها و صنايع، تهران را خفه كردند و امروز به جاي اكسيژن در ريههاي آدمها و پرندهها، منوكسيد كربن است و ذرات معلق كه هر روز نفسها را سمي و سميتر ميكند. جمشيد منصوري يكي ديگر از آن چند نفري بود كه خبر از كوچ پرندگان داده بود؛ ماجرايي كه كمتر كسي در مورد آن سؤال كرد و كمتر كسي به آن فكر كرد.
چرا پرندهها رفتند؟
اولين عاملي كه باعث مهاجرت يا سرگرداني پرندهها در تهران شد آلودگي هوا بود كه امسال از مرز بحران نيز فراتر رفت. هواي تهران نسبت به سالهاي گذشته وضعيت هشدار بيشتري داشت. در چنين شرايطي پرندهها نميتوانستند دوام بياورند چون در ارتفاع، آلودگي هوا بيشتر است و حالت خفگي را بهوجود آورده بود. از نظر جمشيدي اين تنها بخشي از ماجراست.
وقتي پرندهها براي فرار از آلودگي هوا در ارتفاع درختان به پاركها و فضاي سبز پناه آوردند و خواستند از آن براي تغذيه و تنفس كمك بگيرند، آنجا را هم امن نيافتند چون مردم آنجا را پركرده بودند.
منصوري، مزاحمت شهروندان تهراني براي پرندگان فراموش شده اين شهر را يكي ديگر از دلايل مهاجرت پرندگان ميداند: جمعيت تهران بيش از حد افزايش يافته و بيشتر اين جمعيت براي تفريح و گذران اوقات فراغت به پاركها ميروند و به اين ترتيب تمام پاركها و فضاهاي سبز توسط مردم اشغال ميشود. در اين فضا، پرندهها نه ميتوانند تغذيه كنند و نه استراحت، اما مسئله مهمتر كه شايد بيشتر از آلودگي هوا در دور شدن و مهاجرت پرندهها مؤثر باشد رفتار مردم با آنهاست كه عاطفي نيست. مردم به پرندهها به ديد عاطفي نگاه نميكنند.
همين نامهربانيها بود كه قمريها و چرخريسكها را از تهران دور و دورتر كرد و حالا جز چند چرخريسك و قمري در آسمان تهران پرندهاي نيست كه پرواز كند. وقتي كودكان شهر در كوچهپسكوچههاي قديمي با تير و كمان دنبال پرندهها ميدويدند و دود بالهايشان را به رنگ تيره در ميآورد، كسي از رفتن آنها نميترسيد. حتي شايدحالا براي شهرونداني كه دچار روزمرگي شده و نسبت به محيط اطراف خود توجهي ندارند اهميت نداشته باشد كه بودن يا نبودن پرندهها در شهر چه تاثيري دارد و بارفتن آنها چيزي عوض ميشود يا نه. اما از نظر كارشناسان محيطزيست و همه آنهايي كه به محيط اطراف دقت و توجه دارند اين يك فاجعه است؛ فاجعهاي كه زنجيره طبيعت را از هم ميپاشد و ما به قول جمشيد منصوري روزي به جايي خواهيم رسيد كه ديگر در دفتر نقاشي كودكان شهر تصويري از پرنده نخواهيم ديد.
او آدمها و هواي آلوده را مقصر ميداند و روزهايي را به خاطر ميآورد كه تنها در خيابان وليعصر بين 500 تا 600 هزار گنجشك روي درختان چنار مينشستند و آواز ميخواندند. اما حالا گنجشكها نه ميخوانند و نه جمعي از آنها را يكجا ميبيني، هر چه هست، صداي ناهنجار خودروهاست كه آدمها را كلافه و كلافهتر ميكند.
آدمها كلافه خواهند شد
كارشناسان محيطزيست تنها نگران طبيعت نيستند. نگراني آنها اين است كه با رفتن پرندهها از تهران يك زيبايي از اين شهر كم خواهد شد. شهر چشمانداز واقعي خود را از دست خواهد داد و هزار فاجعه اكولوژيكي و زيبايي شناختي ديگر بهوجود ميآيد. نگراني آنها هنگامي عميقتر ميشود كه آرامش آدمها كه شهروندان اين شهرند از دست برود. ترديدي نيست كه مشاهده پرواز پرندهها در پاركها و فضاهاي سبز و شنيدن صداي آنها باعث احساس آرامش در شهروندان ميشود. آنها با تماشاي پرندهها همچون خيره شدن به آب روان لذت ميبرند.انسان بدون طبيعت غيرقابل تصور است. زندگي در كنار عناصر طبيعي جزيي از سرشت انساني است.
از گذشتههاي دور و نزديك شاعران و نقاشان، انسان و طبيعت را با هم و كنار هم به تصوير كشيدهاند.همان چند نفري كه با كم شدن پرندهها نگران ميشوند و با محو شدن ستارهها نگرانتر، همواره هشدار ميدادند و ميگفتند عاقبت اين هواي آلوده، پرندهها را با خود خواهد برد، همانطور كه ستارهها را برد. حالا ديگر، هم ستارهها رفتهاند و هم پرندهها؛ تهران، برج است و دود سياه. به گفته محمد هادي حيدرزاده، مشاور شهردار تهران در امور محيطزيست اين ويژگي مشخصه تهران ميشود و شايد از اين پس مردم تهران را با آلودگي هوا بشناسند؛ همان عاملي كه پرندهها را فراري داد و آوازشان را در حنجره كشت.
او ميگويد: زماني پرستو گونه شاخص پرندگان در تهران بود و خيابان شهر پر بود از پرستوهايي كه با هم به پرواز در ميآمدند اما حالا آلودگي هوا همه آنها را فراري دادهاست. او ادامه ميدهد: با اين وضعيتي كه وجود دارد شايد پرندهها هرگز به تهران بازنگردند. چون بحران آلودگي هوا تا پايان امسال وجود خواهد داشت و با توجه به وضعيت بارندگيها در سالجاري كه بسيار كم بوده و آلودگي هوا را دامن زدهاست احتمال ميرود بحران شديدتر نيز شود.
حيدرزاده كه پيش از اين درخصوص تداوم آلودگي هوا هشدار داده بود، معتقد است: اين روند توازن را در اكوسيستم تهران بهصورت بارزتري به هم خواهد زد، چرا كه نخستين و بيشترين تاثير آلودگي هوا روي پرندگان و گياهان بوده و ممكن است روزي فرارسد كه ديگر پرندهاي در شهر پرنزند و همگي آنها بروند. بنابراين اگر اكوسيستم را بهعنوان زنجيرهغذايي بدانيم، هر يك از گونهها در اكوسيستم تهران تعريف شده و فقدان يكي از گونهها به مفهوم به هم ريختن اين زنجيره خواهد بود.هنگامي كه در سالهاي 75 و 76 كارشناسان محيطزيست در پاركها و فضاهاي سبز تهران، گونههاي پرندگان را شناسايي ميكردند، 150 گونه در سراسر تهران زندگي ميكرد و شهر از نظر تنوع پرندگان چيزي كم نداشت.
گونههاي مختلف توكا، قمري، شاه طوطي، چرخ ريسك، سسكها و... همه در فضاي سبز شهر ديده ميشدند. اما زمانيكه درصد آلايندهها از استانداردها گذشت و تهران 58 روز بيشتر از سالهاي گذشته هواي آلوده را تجربه كرد، ديگر ماندن پرندهها، يك خودكشي دسته جمعي بود. كارشناسان محيطزيست به اين موضوع اعتراف ميكنند. آنها ديگر رفتهاند. حالا ديگر تهران شهري است خالي از پرنده مانند فرشي دستباف كه چند تار و پود آن كنده شده و ديگر زيبا نيست، چرا كه تار و پودهايش به هم ريخته است و شايد بايد هم ميرفتند. در شهري كه منوكسيد كربن و دود سالانه عمر 9 هزار و 900 نفر را ميكاهد و صدها شهروند را به كام مرگ ميبرد؛ در شهري كه براي نفس كشيدن، هوا كم ميآيد و عطر گلها سمي ميشود، ديگر جايي براي پرندهها نيست.
مقصر منوكسيد كربن است
يوسف رشيدي، مديرعامل شركت كنترل كيفيت هواي تهران هم انگار دلايل ديگري ميآورد براي رفتن پرندهها. او ميگويد: امسال 58 روز آلودگي هواي تهران بيشتر از سال گذشته بود. در واقع در سالجاري نسبت به سال گذشته هوا 4 برابر آلودهتر شد. بنابراين طبيعي است كه آمار مرگ و ميرها بالاتر رود و هزاران فاجعه اكوسيستمي ديگر كه اهميتشان كمتر از مرگ آدمها نيست بهوجود آيد. در عين حال بايد توجه داشت كه بيشترين آلايندههاي هواي تهران مربوط به گازهاي منوكسيد كربن است.ميل تركيبياين آلاينده با هموگلوبين خون 200 برابر بيشتر از اكسيژن بوده و جذب بدن ميشود. در مورد پرندگان كه موجودات ضعيفتري هستند مسلما اين عامل تاثير بيشتري دارد. رشيدي در ادامه ميگويد: علاوه برمنوكسيد كربن، دومين آلاينده هواي تهران؛ ذرات معلق است كه با وجود بارندگي همچنان در هوا باقي ميماند و مشكلات متعددي را از نظر بيماريهاي قلبي و تنفسي بهوجود ميآورد.
امسال نيز بهعلت عوامل مختلفي از قبيل كمبود بارندگي و عدموزش باد اين آلاينده به مقدار زيادي در آسمان شهر وجود داشت. در مجموع امسال غلظت آلايندهها بالا بوده و اين مسئله حتي بر مصالح ساختماني نيز تاثير منفي ميگذارد چه برسد به انسانها و پرندهها.او نيز هواي آلوده را مقصر اصلي مهاجرت پرندگان ميداند و ميگويد: علت كوچ پرندگان همين بود و بس. همان آلايندههايي كه پرندهها را از شهر فراري داد و حالا معلوم نيست، آنها كجا رفتهاند؛ دشتهاي اطراف يا روستاهاي دوردست و يا اصلا طعمه حيوانات ديگر شدهاند.
همشهری آن لاین