مرجع عاليقدر جهان تشيع حضرت آيتالله مكارم شيرازي
همانگونه كه حضرت عالي مستحضر ميباشيد، در روزهاي اخير از سوي برخي افراد اظهاراتي مبني بر اينكه جمهوري اسلامي ايران با ملت اسرائيل دوست است و مشكلي ندارد، مطرح شده كه اين موضوع شبهاتي را در ذهن امت اسلامي و شهيد پرور ايران ايجاد نموده است.
فلذا خواهشمند است جهت تنوير افكار مردم مسلمان ايران صراحتا نوع تعامل با رژيم غاصب و جعلي اسرائيل و نيز مردم ساكن در سرزمين هاي اشغالي را تبيين بفرمائيد.
پيشاپيش از التفات نظر آن عالم فرزانه كمال تشكر و امتنان را داريم.
پاسخ آيت الله مكارم شيرازي:
شك نيست كه رژيم اسرائيل و مردم آن هر دو مخالف اسلام و مسلمين هستند، آنها زمين هاي مسلمان ها را غصب كرده اند و مرتبا شهرك سازي كرده و ساكن آن زمين هاي غصبي ميشوند؛ اگر ضربهاي بر مسلمين وارد شود جشن ميگيرند و اگر رژيم آنها از مسلمين شكست بخورد (مانند شكست مفتضحانه جنگ 33 روزه) به حكومت خودشان اعتراض ميكنند، خلاصه آنچه باعث ناراحتي مسلمين است سبب نشاط آنها است و آنچه سبب پيروزي مسلمين است سبب ناراحتي آنها ميشود. نقشهاي توسعه طلبانه رژيم و مردم آنجا بر كسي پوشيده نيست با اين حال چگونه ميتوان واژه دوستي با آنها را به زبان آورد؛ چه لزومي دارد كساني كه اين گونه فكر ميكنند جزء همكاران رئيس جمهور محترم باشند، هنگامي كه 200 نفر از نمايندگان مردم به چنين كاري اعتراض كنند مفهومش اين است كه بيش از دو سوم مردم اين كشور با چنين شخص و چنين افكاري مخالفند.
انصاف ايجاب ميكند تعصبهاي جناحي را كنار بگذاريم و به سرنوشت و منافع كشور و نظام بينديشيم و بر انديشه امام (ره) در اين زمينه استوار باشيم.
هميشه موفق باشيد
ناصر مكارم شيرازي
+
نوشته شده در چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 9:10 توسط زرتشت
|
این مطلب از سایت تابناک است خودتون قضاوت کنید

مرجع عاليقدر جهان تشيع
حضرت آيتالله مكارم شيرازي
با سلام و آرزوي سلامتي
ضمن تبريك اعياد فرخنده ماه شعبان، به اطلاع ميرساند همانگونه كه ميدانيد، عيد نيمه شعبان و ميلاد مهدي موعود(عج) بزرگترين عيدي است كه توسط مردم متدين كشورمان با چراغاني و آذينبندي كوچهها و خيابانها گرامي داشته ميشود. با اين حال امسال معضل خاموشي و قطع مكرر برق در سراسر كشور اين برنامه را دچار مشكل كرده است. از همين رو، بر آن شديم تا تكليف مردم متدين كشورمان را در مقطع كنوني در اين زمينه جويا شويم.
پاسخ آيتالله مكارم شيرازي
سزاوار است ارادتمندان آن حضرت از لامپهاي كممصرف و ريسههايي كه برق بسيار كمي مصرف ميكنند، استفاده كنند و ترتيبي دهند كه در عين تعظيم شعاير به مناسبت آن ميلاد مبارك، فشاري بر شيعيان آن بزرگوار به سبب قطع برق وارد نشود و در خانهها نيز برق كمتري براي جبران چراغانيها مصرف كنند.

+
نوشته شده در چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 9:7 توسط زرتشت
|
توله ببر 3 ماهه منطقه آمور روي صندلي باغ وحش پيتسبورگ پنسيلوانياي امريکا لم داده است. ببر آمور گونه اي از ببرهاي منطقه سيبري روسيه است که در حال حاضر به دليل شکار غيرقانوني در معرض خطر انقراض قرار دارند.
توله خرس هاي دوقلوي قطبي در محوطه مخصوصشان در باغ وحشي در وين اتريش در حال استراحت هستند.
موجا فيل 25 ساله آفريقايي در کنار بچه فيل 12 روزه اش با نام «زوري» در باغ وحش پيتسپورگ امريکا
جشن تولد يک سالگي «ژن ژن» پانداي باغ وحش سانديگو در کنار کيک سه طبقه اش که از يخ ساخته شده و با ميوه، سبزي و بامبو تزيين شده است. در حال حاضر فقط 1600 پاندا در سراسر دنيا وجود دارد.
گربه وحشي اي 4 ماهه کنار همراه مادرش در باغ وحشي در زوريخ آلمان.
«کالايتون» و «آديا» 2 گور خر جوان باغ وحش لينکون شيکاگو .بعد از اينکه براي اولين بار به هم معرفي شدند با هم بازي مي کنند و دنبال يکديگر مي دوند.
«کولا» خرس قطبي که در باغ وحش پيتسبورگ زندگي مي کند، در استخر شيشه اي در حال هنرنمايي براي بازديدکنندگان است.
6 توله شير سفيد که در باغ وحشي در انگلستان همراه با نگهبانان خود. اين 6 توله شير سفيد از 2 مادر جدا متولد شده اند.
سگ آبي در باغ وحش ديترويت در حال هنرنمايي براي پسر بچه اي است که از تماشاي او لذت مي برد.
فلامينوگي مادر در حال غذا دادن به جوجه اش در باغ وحش مونيخ
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 14:35 توسط زرتشت
|
Researchers say they have figured out why sea turtles that normally feed and breed in shallow water or on land will, very rarely, go deep sea diving: the reptiles are on reconnaissance.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 15:35 توسط زرتشت
|
تصوير دهان گشوده آنا كوندا ، بزرگترين مار جهان كه در آب رودخانه ها ، مرداب ها يا درياچه هاي آمريكاي جنوبي از جمله ونزوئلا زندگي مي كند. انواع بزرگ آناكوندا به راحتي قادر به بلعيدن جانوران بسيار بزرگ و حتي انسان هستند.
صحنه نزاع يك قوش و يك مرغ ماهيخوار برسر يك طعمه و شايد بر سر قلمرو در ناحيه دوب در فرانسه.
تصوير جالب پرش يك پلنگ به سوي شكارش در كشور كنيا.
يك كايمن عينكي ، نوعي كروكوديل كوچك آمريكاي مركزي و جنوبي يك ماهي را در آب هاي رودخانه اي در ونزوئلا مي بلعد.
تصوير استتار يك جغد هارفنگ يا جغد برفي در ايالت كبك كانادا.
مبارزه دو خرس قهوه اي در شبه جزيره كامچاتكا در شرق دور روسيه بر سر قلمروي ماهيگيري.
تصوير يك جفت درنا رويال در ناحيه مردابي در كشور كنيا. ماهي ها و انواع حشرات غذاي اصلي اين درناها هستند.
يك فيل آفريقايي در حال گرفتن حمام لجن در حاشيه بركه اي در كنيا. فيل با گرفتن حمام لجن پوستش را در برابر نيش پشه ها محافظت مي كند.
پوما يا شير كوهي در سراسر قاره آمريكا زندگي مي كند. مشاهده اين جانور گوشتخوار منزوي كار چندان آساني نيست.
يك قورباغه چشم سرخ در جنگلي در كشور كاستاريكا. اين قورباغه درختي يك حيوان شبرو است و علي رغم پوست سمي اش شكارچيان زيادي از جمله خفاش و مارها را دارد.
جام جم آن لاین
+
نوشته شده در شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 9:58 توسط زرتشت
|
خانمهاي مانتويي كه به عنوان ميهمان يا هر عنوان ديگري، بليطهاي رديف اول را در دست داشته باشند، اجازه نشستن در سه رديف اول را ندارند.
اصغر اميرنيا، مديرعامل بنياد رودكي، نشستن خانمهاي مانتويي را در رديفهاي اول تالار وحدت ممنوع كرده است.
به گزارش خبرنگار دسترنج، خانمهاي مانتويي كه به عنوان ميهمان يا هر عنوان ديگري، بليطهاي رديف اول را در دست داشته باشند، اجازه نشستن در سه رديف اول را ندارند و به رديفهاي آخر تالار راهنمايي ميشوند.
بر اين اساس همه خانمهايي كه قصد نشستن در صندليهاي رديف اول تا سوم را دارند، بايد چادر به سر داشته باشند. اين در حالي است كه اميرنيا هنوز دستوري براي دادن چادر در ورودي تالار به ميهمانان غيرچادري –مانند آنچه در امامزادهها صورت ميگيرد- صادر نكرده است.
اميرنيا از بازرسان وزارت ارشاد بود كه در دولت نهم از سوي صفار هرندي به عنوان مديركل اداره ارشاد استان تهران منصوب شد. وي همچنين مدير كميته فعاليتهاي جنبي بيستمين نمايشگاه بينالمللي كتاب تهران بود.
وي، بيست و هشتم فروردين ماه امسال با حكم صفار هرندي به عنوان مديرعامل بنياد رودكي منصوب شد. بنياد رودكي داراي سه مجموعه فرهنگي شامل تالار وحدت، تالار فردوسي و مجموعه فرهنگي انقلاب اسلامي (زيرزمين برج آزادي) است.
اصغر اميرنيا سابقه فرهنگي و هنري ندارد و وزير ارشاد هم در مراسم معارفه وي تنها به سوابق جبهه و جنگ وي اشاره كرد.
اميرنيا پس از منصوب شدن به عنوان مديرعامل بنياد رودكي، در اولين مصاحبه مطبوعاتي خود اعلام كرد كه در اين بنياد هنر براي هنر تعريفي ندارد، بلكه هنر براي تمام اقشار مردم مورد توجه قرار ميگيرد و اينگونه است كه اگر يك اثر هنري بتواند در جامعه تأثيرگذار باشد، شايسته حمايت خواهد بود، در غيراينصورت توليد آن اثر هنري تنها هدر رفتن بودجه است.
نقل از دسترنج
dastranj.ir
+
نوشته شده در شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 9:42 توسط زرتشت
|
به اطلاع خوانندگان محترم میرسانیم به گفته دادستان زنجان یک مشکل مهم دیگر مملکت حل شد و تمام جنجالهای چند ماه اخیر سایت هفت تیر و سایر سایتها در مورد ماجرای دانشگاه زنجان در واقع بر سر لحاف ملا بوده است .
بر اساس این گزارش دکتر مددی با دختری که قرار بود به او تعرض کند قبل از
فیلمی که ملاحظه کردید صیغه خوانده اند که چون صیغه در
فیلم نیامده موجب سو تفاهم مردم و سو استفاده بعضی سایتهای معلوم الحال از جمله هفت تیر شده است .
دادستان زنجان در مورد این مسائله که برای صیغه دختر باکره نیاز به اجازه پدر وجود دارد چیزی نگفت اما تاکید کرد اگر آقای
مددی و دختر فوقالذکر روزی بخواهند ازدواج کننند حتما اجازه پدر لازم است .
دادستان زنجان که متوجه شده بود موضوع بازداشت مددی و دختر جوان با این قضیه که این دو صیغه بوده اند تناسبی ندارد و خیلی بد است که قوه قضاییه دو زوج جوان را به دلیل رابطه داشتن بازداشت کند گفت :
البته یک سری چیزهای دیگر در پرونده بوده است که نمی توانم بگویم و با این جمله کارشاسی مشکل بازداشت چند ماه این دو نفر نیز حل شد .
دادستان زنجان اشاره ای نکرد که چرا جناب مددی بیش از یک ماه دختر مورد علاقه اش را تحت فشار قرار داده و حتی به خوابگاه او مراجعه کرده و او را بارها تهدید به اخراج کرده است و البته می توان حدس زد که همه این حرکات از عشق زیاد جناب مددی ناشی شده است که البته دادستان
زنجان و مسئولان عالیه نظام از آن رو که با اینگونه عشق ها به خوبی آشنایی دارد جناب مددی را به خوبی درک می کنند .
دادستان زنجان همچنین توضیح نداد که چرا دختر مورد نظر در قضیه
دانشگاه زنجان با پسرهای دانشگاه هماهنگ کرد که در زمانی که ایشان می خواهند با شوهرش روابط زناشویی انجام دهند ، بریزند و شوهر بیچاره را خفت کنند . که البته این جور اختلاف ها همیشه بین زوج ها جوان پیش میاد و زیاد مهم نیست .
امیدوارم دختران و زنان ما در سایر نهادها و ادارات و دانشگاه ها از این ماجرا درس خوبی گرفته باشند . دختران ایران باید بدانند که همه مقاماتی که به ایشان نظر دارند مثل شوهر ایشان آنهم از نوع صیغه ای می مانند و بهتر است قبل از اینکه به زندان بیافتند و در زندان به صیغه شدن اعتراف کنند و موجب ماهها تشویش اذهان عمومی شوند با همان پیشنهاد اول ، مراسم کوتاه و مختصر صیغه را به جا بیاورند و هرگز سعی نکنند ماجرا را طوری دیگر وانمود کنند ( به قول معروف این جور فیلم ها واسه فاطی تمبون نمیشه )
به جواب رد به مسئول محترم یا افشا فشارهای او نیز اصلا فکر نکنید که موجب اخراج شما از نهادی که در آن مشغولید می شود پس حال که در صیغه به روی همه باز است و جدیدا نیاز به اجازه پدر نیز ندارد با زبان خوش استقبال کنید .
در پایان سایت
هفت تیر پیشنهاد می کند برای اینکه از آقای دکتر مددی اعاده حیثت شود و حقانیت ایشان ثابت شود جناب مددی در مقام بالاتری در همان دانشگاه مشغول به فعالیت شوند و منتظر استقبال باشکوه دانشجویان باشند .
نقل از ۷ تیر
+
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 12:33 توسط زرتشت
|
این نامه که از سوی آیت الله منتظری در حول و حوش ماجراهای سال ۶۷ و کشتن بیش از ۴ هزار نفر از زندانیان سیاسی ، خطاب به آیت الله
خمینی رهبر وقت انقلاب نوشته شد . آیت الله منتظری در قسمتهایی از نامه اینگونه می نویسند :
” آیا میدانید که جنایاتى در زندانهاى جمهورى اسلامى بنام اسلام در حال وقوعند که شبیه آن در رژیم منحوس شاه هرگز دیده نشد؟ آیا میدانید که تعداد زیادى از زندانیها تحت شکنجه توسط بازجویانشان کشته شده اند؟ آیا میدانید که در زندان (شهر) مشهد, حدود ۲۵ دختر بخاطر آنچه بر آنها رفته بود … مجبور به درآوردن تخمدان یا رحم شدند؟ آیا می دانید که در برخى زندانهاى جمهورى اسلامى دختران جوان به زور مورد تجاوز قرار میگیرند … “
در سندیت این نامه که در کتاب خاطرات آیت الله منتظری نیز آمده است هیچگونه شک و تردیدی وجود ندارد . آیت الله منتظری چندی بعد از این نامه و پس از ماجرای اعدام غیر قانونی هزاران زندانی سیاسی در زندان های جمهوری اسلامی از جانشینی آیت الله خمینی برای رهبری نظامی جمهوری اسلامی استعفا دادند و چند ماه بعد پس از فوت آیت الله خمینی آیت الله خامنه ای به رهبری نظام انتخاب شدند .
نقل از ۷تیر
+
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 12:32 توسط زرتشت
|
به قلم یک دوست وبلاگ نویس : خاطره ای از عموی پاسدار من
چند وقت قبل خاطره ای از عموی خودم شنیدم گفتم شاید بد نباشه اون را برای شما بنویسم . همه چیزه این
خاطره واقعیه به جز اسامی . چون اصلا عموم اسمهای اصلی رو به من نگفت (فقط اسم لیلا واقعیه).عموی من الان سرهنگ سپاه پاسداران جمهوری اسلامیه و همسرش فوت شده، زمان جنگ ایران و عراق در زندان عادل شیراز خدمت میکرد.فکر میکنم اگه این خاطره رو از زبان خود عموم بنویسم بهتره…
فردا روزی بود که قرار بود من به همراه چندتا از بچه ها به جبهه اعزام بشیم . با اینکه خیلی دوست داشتم جنگ رو از نزدیک احساس کنم اما خیلی نگران بودم شاید به خاطر این بود که از مرگ میترسیدم . اتفاقا از بین زندانیها چندتا خانم بودن که قرار بود فردا صبح اعدام بشن . جرم اکثرشون سیاسی بود . و بعضی هاشون هم مجرد بودن (همینطور که میدونین اعدام خانمهای مجرد طبق قوانین نانوشته جمهوری اسلامی ایران ممنوعه) شب بعد از شام و خوندن دست جمعی دعای کمیل ، رئیس زندان همه بچه ها رو صدا کرد و گفت : برای برادرانی که فردا به سلامتی عازم جبهه هستند خبر خوبی دارم . امشب شبی هست که میتونن از بین زنان مجردی که قراره فردا اعدام بشن اونی رو که مایل هستن انتخاب کنن و
حاج آقا رضایی هم تشریف آوردن تا هر زنی رو که خواستن امشب موقتا به عقد برادرا دربیارن و درواقع امشب زحمت خطبه عقد با حاج آقاست…حالا برای سلامتی امام و اسلام صلوات جمیع خطب کن و…برای یک لحظه هراس عجیبی تمام تنم رو فرا گرفت . اصلا فکر نمیکردم شبی که قرار بود شب اعزامم به جبهه باشه شب عروسی هم باشه . به سمت سالنی رفتیم که دختران زندانی اونجا به صف ایستاده بودند . جالب اینکه بعضی بچه ها که همراه من بودند مجرد نبودند اما حاظر بودند که این کار رو انجام بدند اما برخی ها با اینکه مجرد هم بودند نیامده بودند . با دیدن
دخترها یک لحظه میخواستم برگردم . اما سهیل که یکی از دوستام بود و سه چهار سالی سنش از من بیشتر بود گفت کجا میری مجید. وبا خنده ادامه داد نکنه میخوای ناکام از دنیا بری؟!از این شوخیش اصلا خوشم نیومد اما هرچی بود وسوسه شدم که بمونم . در نهایت هر کدوم از بچه ها دختری رو انتخاب کرد و حاج آقا رضایی که روحانی زندان بود یکی یکی دخترا رو به عقد چند ساعته بچه ها در می آورد.یادمه بعضی از دخترا راضی به این کار نبودن اما چاره ای نبود. محال بود رئیس زندان اجازه بده دختری باکره اعدام بشه. تقریبا برای هر کدوم از ما یک دختر میرسید.نوبت من شد. دختری که انتخاب کرده بودم چهره معصومی داشت اسمش لیلا بود . حاج آقا رضایی صیغه عقد رو خوند و منو لیلا حالا زن و شوهر بودیم. اونم چه زن و شوهری…زنی که قرار بود فردا صبح اعدام بشه.
از لیلا پرسیدم به چه جرمی به اعدام محکوم شده ؟ گفت یک روز به همراه دوستش در یکی از جلسات حزب توده شرکت کرده و از بخت بد همون شب مامورها ریختن تو خونه و همشون رو گرفتن.میگفت که برای اولین بار بوده که تو جلسات سیاسی شرکت میکرده و فکر نمیکرده که روزی همچین اتفاقی براش بیفته.ازم خواست که کاری براش بکنم.اما من فقط یک مامور بودم .چه کاری میتونستم بکنم.کاری براش از دستم ساخته نبود.با خودم فکر میکردم لازمه امثال لیلا قربانی بشن تا اسلام پایدار بمونه.بهترین و سخت ترین شب زندگیم همون شبی بود که تو زندان با لیلا بودم.اون شب به سرعت گذشت . صبح لیلا رو بوسیدم و ازش خداحافظی کردم.گفتم حلالم کن شاید شهید بشم.لیلا سرشو پایین انداخت و هیچی نگفت.چند دقیقه بعد از پنجره میدیدمش که اونو همراه بقیه زنها به سمت
اعدام میبرن.لیلا اولین دختری بود که باهش بودم بخاطر همینم برام خیلی سخت بود.اون روز عازم جبهه شدم.چند وقت بعد از بعضی بچه ها که تو زندان بودند شنیدم که وقتی پدر و مادر لیلا برای تحویل گرفتن جنازه اش اومده بودن ۱۳۰۰ تومن از طرف دولت بهشون میدادن و میگفتن دخترتون دیشب عروس شده اینهم مهریه اش…
نقل از۷تیر
+
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 12:31 توسط زرتشت
|
«سلام خسرو جان
بيخبر گذاشتي و رفتي. بدون خداحافظي!
دو هفته پيش هم كه آخرين جايزهات رو گرفتي، روي صحنه لام تا كام حرف نزدي. از گوشه صحنه اومدي بالا و آروم جايزهات را گرفتي؛ براي سي سال حضور پرشور و شوقت در سينمايي كه اين روزها چندان شور و شوقي در آن نيست.
فقط لبخند زدي و رفتي پايين و لاي جمعيت گم شدي. خوب اگه قرار بود بري و پشت سرت رو هم نگاه نكني، چند كلمهاي براي ما كه پشت سرت بوديم، حرف ميزدي!
يادمه وقتي آمدي رو صحنه، حالت خوب بود.
آخه يكي دو بار ديگه كه اين اواخر روي صحنه اومدي و ديدمت، حالت زياد خوب نبود. ولي اين دفعه، همه خوشحال شديم. فقط نميدونستيم داري ميري. نميدونم خودت ميدونستي يا نه. ميگن آدماي خوب قبل از رفتن، حالشون خيلي خوب ميشه؛ چون دارن ميرن يه جاي خوب. ما از كجا بايد ميفهميديم كه اين حال خوب نشانهي چيه؟ هميشه بعد از اينكه اتفاق ميافته، ميفهميم. ولي فكر كنم خودت ميدونستي؛ چون هيچي نگفتي و اونجوري فقط لبخند زدي. شايد داشتي خداحافظي ميكردي و ما نميفهميديم. ولي چه خداحافظي باشكوهي! خيليها آرزو دارن در اوج خداحافظي كنن؛ اما نميتونن. شايد هم اون لبخند همين معنا رو داشت. شايد اگر حرف ميزدي، همهي خداحافظيات ميشد همون چند تا كلمه؛ ولي چون هميشه شاعر بودي، فقط مهربان و با سپاس نگاه كردي و لبخند زدي. حالا كه فكر ميكنم، ميفهمم اينجوري بيشتر حرف زدي.
من هي بايد از تو ياد بگيرم. يادته سالها پيش وقتي از مشهد به تهران آمدم، تو روي صحنههاي تئاتر ميدرخشيدي. من كلي دويدم تا روي صحنه بيام و ديده بشم.
بعدها هم كه تو روي پرده سينماها ميدرخشيدي، باز هم من كلي دويدم تا روي پرده بيام و ديده بشم.
يادته من اولين فيلمم رو كه بازي كردم، تو «هامون» بودي. من يادمه كه در فيلم «كيميا»، دست منو ميگرفتي. كلي حال ميدادي كه رو بيام و ديده بشم. بعد هم فقط يك بار ديگه شانس داشتم در كنار تو بازي كنم؛ تو فيلم «درد مشترك»، چه بامسما.
ارتباط من با تو، مثل كوهنوردها با كوههاست. هر قلهاي رو كه فتح ميكنن، ميبينن پشتش يه قلهي بلندتر هست. من هرچي ميدوم، تو يه قدم جلوتري؛ مثل الآن. جلوتري ديگه عموجون. رفتي اونور. نميدونم چقدر ديگه بايد بدوم تا به اونور برسم، تازه نميدونم در چه وضعيتي ميام اونور.
پس از اونور يه دعايي براي من بكن. ميگن دعاي اونوريها براي اينوريها زودتر مستجاب ميشه. اينجوري كه تو رفتي، كلي «خدابيامرزي» و «يادش بخير» و «حالهاي خوب» و «يادهاي خوب» و .. بدرقهي راهته.
من كه شاهدم، خودتم اگه حالشو داشته باشي، يه نگاهي به اينور بندازي ميبيني.
دست پر رفتي ديگه. ميبيني چقدر از من جلوتري! كلي بايد بدوم تا موقع رفتن دستم پر باشه.
البته جات پيش ما خاليه. هنوز سينماي ايران كلي با تو كار داشت. ولي خوب مثل به دنيا آمدنه ديگه. موقعش كه برسه، بايد متولد بشيم. ما يه تولد رو ديديم؛ تو دو تا؛ تولدت مبارك.
ميدونم اونجا كلي از بر و بچههاي سينما و تئاتر اومدن پيشوازت. حتما كلي هم تدارك ديدن.
ما كه اون دنيا به بازيگريمون ادامه ميديم. اونجا هم حتما نمايش هست. اونوريهام حتما به سرگرمي احتياج دارن. پس اونجا بيكار نميمونيم. وقتي مردم رو سرگرم ميكنيم و حالشون خوب ميشه. يه خدابيامرزي به ما و پدر و مادرمون ميگن ديگه. وقتي مردم تو خيابون تو رو ميديدند و بياختيار لبخند ميزدند، خودش خدابيامرزيه ديگه. وقتي مردم ميفهمن كه تو رفتي و ديگه ميون ما نيستي، گريه ميكنن و جاتو خالي ميكنن، خدابيامورزيه ديگه.
ميبيني خدا چه لطفي به تو داشته كه اين موقعيت و جايگاه رو بهت داده. پس اونطرف هم حتما تحويلت ميگيره و ميبردت روي صحنهها و پردههاي اونجا، كه بازم مردم اونور ببيننت و حالشون بهتر بشه و خدابيامرزي ادامه داشته باشه.
به اميد ديدار»
رضا كيانيان
در پي درگذشت خسرو شكيبايي این نوشتار در اختيار بخش سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، قرار گرفته است.
+
نوشته شده در سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 11:8 توسط زرتشت
|
+
نوشته شده در یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 10:29 توسط زرتشت
|
كشور تانزانيا واقع در شرق قاره آفريقا از طبيعت و حيات وحش غني و بسيار متنوعي برخوردار است. اين كشور با در پيش گرفتن يك سياست صحيح و آينده نگر تلاش زيادي را براي حفظ طبيعت و حيات وحش خود انجام داده و امروز درآمد ناشي از توريست هايي كه براي مشاهده اين طبيعت غني به تانزانيا سفر مي كنند ، يكي از منابع عمده ارز خارجي اين كشور را تشكيل مي دهد. تانزانيا داراي پارك هاي وحش ملي حفاظت شده اي است كه در جهان شهرت دارند. اين كشور با جديت با شكارچيان غيرقانوني و قاچاقچيان حيوانات برخورد كرده و آنها را به سختي مجازات مي كند. پارك هاي وحش تانزانيا مهمترين جاذبه توريستي اين كشور است.

شير سلطان پارك هاي وحش تانزانيا است. راهنمايان اغلب مي دانند كجا مي توان شيرها را پيدا كرد. اما مشاهده آنها از نزديك دشوار بوده و به شانس و اقبال توريست ها بستگي دارد.

در پارك هاي وحش تانزانيا صحنه هاي زيادي وجود دارد كه حواس توريست را به خود معطوف كرده و گاهي موجب مي شود تا او از صحنه جالب تري غافل شود. مثل اين توريست زن كه ظاهرا دارد يك ميمون را تماشا مي كند و از فيل جواني كه از فاصله نزديك اتومبيلش عبور مي كند، غافل شده است.

يكي از پديده هاي تماشايي پارك هاي تانزانيا مشاهده مهاجرت ساليانه ويلدبيس ها است. هر سال نزديك 2 ميليون راس ويلدبيس در فاصله ماه هاي ژانويه و فوريه طول پارك سرنگتي را مي پيمايند.

تصوير يك زرافه در كنار درياچه مانيارا. زرافه ها مانند فيل ها و غزال ها از جمله جانوراني هستند كه مي توان آنها را در پارك هاي تانزانيا به آساني و به وفور مشاهده كرد

دو فيل در كنار درياچه مانيارا در شرق دره وسيع ريفت به نظر مي رسد با يكديگر مسابقه دو مي دهند. فيل ها جانوراني اجتماعي هستند كه به صورت گروهي زندگي مي كنند.

تصوير يك ايمپالا نر در حاشيه يك جاده در پارك سرنگتي. آنها به اندازه اي به حضور توريست ها عادت كرده اند كه حتي عبور اتومبيل هاي توريستي از نزديك آنها موجب رميدن و فرارشان نمي شود.

اغلب پارك هاي بزرگ تانزانيا از جمله سرنگتي را نمي توان بدون اتومبيل مشاهده كرد. اما لذت يافتن حيوانات در زيستگاه هاي طبيعي شان و ديدن آنها به اندازه اي جاذبه دارد كه بازديد كننده ساعات طولاني پيمودن مسير را فراموش مي كند.

در پارك هاي تانزانيا مي توان هزاران گورخر را مشاهده كرد. گله هاي گورخر اغلب در كنار گله هاي ويلدبيس ديده مي شوند.

مشاهده كروكوديل ها در حاشيه رودخانه ها امري رايج است. كروكوديل ها معمولا زندگي مسالمت آميزي را در كنار اسب هاي آبي دارند.

اين اسب آبي قطعا به دليل بيماري تلف شده و جسدش يك ضيافت شاهانه براي كروكوديل ها محسوب مي شود. همزيستي كروكوديل ها و اسب هاي آبي پس از مرگ خاتمه مي يابد.
با تشکر از دوستان در جام جم آن لاین
+
نوشته شده در چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 9:56 توسط زرتشت
|