هر روزبر تعداد تالابهای ایرانی که در لیست سیاه مونترآل قرار می گیرند،افزوده می شود ؛ تالابهایی که به دلیل ورود پسابها و فاضلابها و آلودگی های نفتی در معرض خشک شدن و یا نابودی قرار گرفته اند . این تخریبها در حالی صورت می گیرد که 35سال پيش ، اجلاس کنوانسيون تالاب ها در شهر رامسر برگزار شد و اين کنوانسيون جهانی ،نام رامسر را برای خود برگزید ؛ کنوانسيونی که بيش از 140 کشور با معرفي 1558 تالاب ، غناي بسياري به آن بخشيده اند و همين امر موجب شده است که کشورها به تالاب هاي خود اهميت داده و در حفاظت از آنها بکوشند
هم اکنون دریاچه ارومیه به دلیل احداث بزرگراه در دل آن، ایجاد سد در بالا دست رودخانه های منتهی به تالاب و احداث شهرک های تفریحی و توریستی در محدوده تالاب در حال نابودی است .
تالاب بین المللی شادگان نیزبه دلیل برهم خوردن سلامت اکوسیستم آن به دلیل ورود دهها میلیون متر معکب فاضلاب شهری و صنعتی و ضایعات کارخانجات کشت نیشکر در این لیست سیاه قرار گرفته است .
در حالی که خطر خشک شدن بخش های وسیعی از تالاب نی ریز و کمجان وجود دارد ، تالاب خور خوران نیز به دلیل آلودگی های نفتی و تخریب جنگل های حرا در حال نابودی است و با اجرای طرح پالایشگاه نفتی و تغییر کاربری ،تالاب میانکاله نیز به زمین های کشاورزی تغییر کاربری می دهد و تالاب هامون هم تا حد خشک شدن آن شده است.
تالاب گاوخونی به چاله ای از فاضلاب و لجن تبدیل شده است و تالاب انزلی هم که به دلیل ورود بیش از حد فاضلابهای خانگی و صنعتی در لیست مونترال قرار گرفته است .
به گزارش کانون دیده بانان زمین ؛متاسفانه بنا به دلايل بسيار، با آنکه کشور ما با ثبت 22تالاب دربین 140کشور درمقام و رتبه 25 کشورهای عضو کنوانسیون رامسر قرار دارد و با توجه به آن که ايران زادگاه اين معاهده بسيار مهم است و همين نکته مي تواند انگيزة بزرگي براي حفظ و ارتقاء جايگاه خود در بين کشور هاي جهان باشد ولي تا کنون دولتمردان ایرانی آن گونه که بايد و شايد نتوانسته اند در حفظ همين تالاب ها موفق باشند.
شاخص ترين موارد تهديد اين تالاب ها بدین صورت ذکر شده است :عدم وجود برنامه آمايش سرزمين و پياده کردن برنامه هاي بخشي ؛ سد سازي بدون توجه به اثرات مخرب آنها بر تالاب ها؛ توسعه برنامه هاي نفت محور در حساس ترين و شکننده ترين مناطق ساحلي – دريايي ؛ خطر نابودي پرندگان تادر و در معرض انقراض ، به دليل صدور مجوز هاي قانوي شکار که در تناقض آشکار معيار هاي لازم وجودي يک تالاب بين المللي است ؛اجراي سياست هاي آبرساني از مناطق پرآب به کم آب کشور، بدون توجه به اثرات سوء زيست محيطي بر روي تالاب ها ؛ اجراي سياست هاي راهسازي در بسياري از تالاب ها با هدف کوتاه کردن مسير،که تاکنون ضربات هولناکي بر پيکره تالاب ها واردکرده است ؛اجرای طرح های کشاورزی "آب بر" بدون توجه به قانون مندي اقليم هاي خشک و بهره گيري از تالاب به عنوان مخزن آب کشاورزي در دسترس ؛ طراحي برنامه هاي گردشگري ناپايدار در کنار و يا در دل تالاب ، بدون درک اثرات سوء آن در اکوسيستم هاي حساس و شکننده تالاب ( نطير برنامه دو طرح " شهر ونيزي" در تالاب شادگان و گميشان) ؛ وارد کردن گونه هاي غير بومي گياهي و جانوري به تالاب ها و بر هم زدن تعادل طبيعي اين گونه محيط ها ؛ احداث و توسعه مزارع پرورش ميگو که سال هاست در بسياری ازکشور ها به دليل اثرات مخرب آن تعطيل شده است.
نقل از خبرگزاری فارس
ايران از نظر شاخصهای پايداری محيط زيست با کسب رتبه 132در بین 146کشور جهان ، در انتهای جدول جهانی قرار گرفت .در اين جدول که ۱۴۶ کشور جهان از نظر وضعيت زيست محيطی، اجتماعی و اقتصادی مورد ارزيابی قرار گرفته اند فنلاند، نروژ، اروگوئه، سوئد، ايسلند و کانادا به ترتيب در جايگاه اول تا ششم جهان قرار گرفتند و کشور ايران با کسب ۸/۳۹ امتياز بعد از کشورهايی همچون آنگولا، بورکينافاسو، ويتنام، ليبی، چاد و... در مقام ۱۳۲ جهان قرار گرفت
طبق آمار اعلام شده توسط دانشگاه کلمبیا ؛سالانه ۲۰ ميليون تن فاضلاب تصفيه نشده به آبهای داخلی، دريای خزر و خليج فارس سرازير می شود. روزانه بيش از ۴۵ هزار تن زباله در شهرهای کشور توليد می شود که اين رقم به جز توليد زباله در روستاها و بخش صنعت کشور است. در هر سال دو ميليون تن خاک دچار فرسايش می شود. هر سال حدود ۲/۱ ميليون بشکه نفت معادل ۱۶۰ هزار تن در آبهای خليج فارس وارد می شود و روزانه نيز حدود ۶/۲ ميليون بشکه آب مخلوط با نفت خام به دريا می ريزد. ۵۰ درصد پستانداران و ۲۰ درصد پرندگان ايران در معرض تهديد و انقراض قرار دارند و جمعيت حيات وحش حتی در پارکهای ملی به شدت کاهش يافته است. حدود ۱۶۳ رودخانه آلوده در کشور شناسايی شده که درصد آلودگی 60 تا70تای آنها به بالاترین میزان آلودگی رسیده است .
نقل از خبر گزاری فارس.
تلاش براي پيدا كردن 100 هزار پرنده مهاجر مفقود شده در چين
به گزارش باشگاه خبرنگاران و به نقل از خبرگزاري نيوكراالا، مقامات كشورچين اعلام كردند پيش از آغاز فصل سرما و يخبندان در ماه گذشته، نزديك به 200 هزار پرنده مهاجرت كردند اما از هفته گذشته كه هوا كم كم در حال مساعد شدن بود تنها 40 هزار پرنده ديده شدند.
بنابراين گزارش، به طور حتم بدليل سرماي بيش از حد و از بين رفتن گياهان و نابودي غذاي طيور، اين پرندگان به مناطق ديگري مهاجرت كرده اند.
گفتني است، قرار است با استفاده از هلي كوپتر به جستجوي اين پرندگان پرداخته شود./
به نقل از باشگاه خبر نگاران جوان.
نجات ببرهای بنگال با استفاده از فرستنده های الکترونیک
به گزارش باشگاه خبرنگاران به نقل از خبرگزاري سوئيس هم اكنون تنها 670 قلاده ببر بنگال ( ببر شاه) در هندوستان زندگي مي كنند كه طي سال گذشته چند قلاده از آنان به طرز مشكوكي كشته شدند.
بنابراين گزارش؛ دانشمندان آمريكايي براي جلوگيري از انقراض نسل اين حيوان كمياب از اين پس به گردن اين حيوانات فرستنده اي بي سيم وصل مي كنند تا جان آنان حفظ و تحت كنترل باشد.
يادآور مي شود؛ در سال 1990 تعداد ببرهاي بنگال در سراسر دنيا 100 هزار غلاده بوده كه هم اكنون به پنج تا شش هزار غلاده كاهش يافته است
نقل از باشگاه خبر نگاران جوان.
دادستان مانع از احداث جنگل ابر شد
بنا به مصوبه هیئت دولت، جاده ابر باید در همان کریدور قبلی بین جاده فعلی شیرین آباد و ابر اجرا شود.
این عبارتی است که معاون محیط طبیعی و تنوع زیستی این سازمان هفته گذشته در جمع خبرنگاران بر زبان آورد؛ عبارتی که در واقع منعکس کننده آخرین دیدگاه سازمان حفاظت محیط زیست در این باره است.
البته پیش از این هم محمدرضا اسکندری وزیر جهاد کشاورزی به صراحت اعلام کرده بود ساخت جاده جدید در جنگل ابر مغایر با منافع و مصالح کشور است.
با وجود این، هنوز این نگرانی وجود دارد که برخی با اعمال نفوذ بتوانند بر اجرای این جاده درمسیری خلاف نظرات کارشناسی اقدام کنند؛ هرچند که عملیات اجرایی این جاده فعلا معوق شده و هرگونه اقدامی دراین زمینه منوط به نظر سازمان محیط زیست شده است.
سید محمد جعفر سادات موسوی، نماینده مجلس ورئیس فراکسیون اصل پنجاهم قانون اساسی، در این باره به همشهری گفت: احساس میشود اراده ای مافوق کارشناسیهای رسمی وجود دارد که بدون در نظرگرفتن مصالح عمومی هر طرحی را ولو آنکه مخالف محیط زیست باشد و به تخریب میراث طبیعی منجر شود اجرا کند و البته آنچه در این میان اهمیتی ندارد نظرات کارشناسی است. طرح عبور جاده از جنگل ابر نمونهای از این طرز نگاه وشیوه عملکرد فراقانونی است.
وی ضمن تأیید مصوبه هیئت دولت مبنی بر اجرای هر طرح عملیاتی در همان مسیر قبلی شیرینآباد و ابر آن هم با موافقت سازمان محیط زیست تصریح کرد: ما امیدواریم دادستان کل کشور همانگونه که در چند مورد مشابه با اقدامی در خور تحسین، قاطعانه با متخلفان برخورد کرد و مانع از تخریب محیط زیست شد در این مورد هم با جدیت عمل کند و بر اساس قانون ونظرات کارشناسی سازمان های ذیربط اجازه ندهد جنگل ابر که از ذخایر ارزشمند ژنتیکی است و به همه مردم و آیندگان تعلق دارد فدای برخی مصالح فردی یا گروهی شود
همشهری آن لاین
خوشبختانه یا متاسفانه ما در کشوری زندگی می کنیم که از لحاظ منابع زیست محیطی در جایگاه بسیار خوبی قرار گرفته و از لحاظ تنوع حیوانات و پوشش گیاهی دارای گونه های نادر و شناخته شده در جهان هستیم به طور مثال: شیر ایرانی یوز ایرانی گورخر ایرانی فک خزر گوزن زردو...که هرکدام از این حیوانات نشان دهنده فرهنگ و هویت ایران و ایرانی است.
امروزه در جهان صنعت توریسم جایگاه خاص خود را دارد دز این بین اکوتوریسم یا گردشگری طبیعی حتی برای کشورهایی که دارای قدمت و پیشینه زیادی نیستند می تواند مفید باشد و باعث رشد و شناخت آن کشور در جهان شود. اما کشور ما با توجه به پیشینه غنی و همینطور منابع منحصر به فرد طبیعی توان این رادارد با جذب گردشگران خارجی و داخلی باعث رشد وترقی کشور عزیزمان ایران شود. سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و بخش اکوتوریسم که از زیر مجموعه های این سازمان است متولیان این امر در ایران هستند.
اما نکته ناراحت کننده در همینجا است به طوری که در
" سند ملی توسعه بخش میراث فرهنگی و گردشگری"
۴-۱- تنوع جاذبه های تاریخی فرهنگی و طبیعی
آمده است:
" در ایران ورزشهایی چون شکار قوچ مارال و سایر حیوانات وحشی و... از جمله جاذبه های ورزشی کشور هستند"
آیا واقعا شکار این حیوانات زیبا میتواند جزعی از جاذبه های طبیعی ایران باشد؟
آیا دیدن این حیوانات که در طبیعت به صورت زنده زندگی میکنند باعث جلب گردشگر بیشتر نمی شود؟
این سوالی است که من از نهادهای دولتی دارم.
به امید روزی که مرگ حیوانات جزعی از جاذبه های کشورمان نباشد.
30 درنای خاکستري بر اثر سرما و یخبندان در اطراف تالاب میقان تلف شدند.
محمد باقرصدوق، مدیر کل محیط زیست استان مرکزی در گفتوگو با همشهری علت اين ماجرا را سرمای منهای 30 درجه و بازماندن تعدادی از درناها از دستههای کوچنده به استانهای شمالی کشور ذکر کرد و افزود: تالاب ميقان كه در دشت وسيعي واقع شده اوايل آبان هر سال پذيراي 10 الي 12 هزار درناي خاكستري كوچنده است كه با فرا رسيدن سرما در آغاز ديماه اين تالاب را به سمت استانهاي شمالي كشور ترك ميكنند.
اما امسال در پي برف سنگين و يخبندان شديد، تعدادي از اين درناها از كوچ بازماندند و هرچند كاركنان اداره كل محيط زيست با مشاركت مردم به كمك اين پرندگان شتافتند و در چند نقطه براي آنها دانه ريزي كردند اما آنها قادر به يافتن دانهها در برف نشدند و از سوي ديگر حيواناتي چون روباه و شغال آنها را تعقيب ميكردند و در نتيجه حدود 30 درنا تلف شدند.
صدوق درباره پيشينه تلفات درناها گفت: اين سومين باري است كه ما در منطقه با چنين وقايع تلخي مواجه ميشويم؛ از جمله در سال 78، حدود 500 درنا در اطراف ميقان بر اثر يخبندان تلف شدند. اما امسال با آنكه ميزان برف و يخبندان و درجه برودت هوا نسبت به سالهاي گذشته بسيار بيشتر بود، توانستيم با مشاركت مردم آمار تلفات را به حداقل برسانيم.
مدير كل محيط زيست استان مركزي ضمن انتقاد از عملكرد وزارتنيرو و جهاد كشاورزي در احداث بندهاي متعدد در بالا دست اين تالاب تصريح كرد: اين بندها مانع از ورود حق آبه زيست محيطي به ميقان شده و در حال حاضر عمدهترين منبع تامين آب بارندگيهاي فصلي است، به همين دليل پس از پايان فصل بارندگي بخشي از تالاب خشك ميشود و باد غبارهاي برخاسته از سطوح خشك را بر فراز اراك ميآورد كه بر آلودگي هواي اين شهر دامن ميزند.
وي درباره معادن سولفات و مشكلات ناشي از آن خاطر نشان ساخت: در حال حاضر فقط از دو جزيرهاي كه در دهه شصت در تالاب ميقان واگذار شده، سولفات سديم استخراج ميشود اما برخي تلاش كردند كه تعداد معادن را در منطقه افزايش دهند كه اين به معناي مرگ قطعي ميقان بود. ولي خوشبختانه با تصويب كميسيون زير بنايي دولت نه تنها از فعاليت معادن جديد جلوگيري شد بلكه هرگونه دخل و تصرف اعم از اكتشاف و بهرهبرداري از معادن در محدوده تالاب ميقان منوط به اجازه سازمان محيط زيست است.
به نقل از همشهری آنلاین
هفتمین نمایشگاه بین المللی محیط زیست افتتاح شد
گزارش باشگاه خبرنگاران، معاون محيط زيست انساني سازمان حفاظت محيط زيست در مراسم افتتاحيه اين نمايشگاه گفت: معرفي آخرين دستاوردهاي نوين مشاركت كنندگان، ايجاد بستر مناسب براي ارتباط مستقيم توليد كنندگان داخلي و خارجي متخصصان و دست اندركاران مربوطه و توانمندسازي ساختار زيست محيطي كشور از اهداف مهم نمايشگاه محيط زيست است.
دكتر اصيليان افزود: در هفتمين نمايشگاه بين المللي محيط زيست نگاه ويژه اي بر روي بحث هاي نقل و انتقال زباله هاي بيمارستاني، تصفيه روغن موتور، حمل و نقل نفت و اكتشاف نفت و گرم شدن كره زمين و لايه ازن صورت گرفته كه در اين راستا چهار همايش و سمينار تخصصي محيط زيست با عنوان مديريت محيط زيست، صنعت و معدن و محيط زيست، خودرو و محيط زيست و تغييرات جوي آب و هوا در حاشيه برگزاري نمايشگاه توسط اساتيد برجسته كشور برگزار مي شود.
معاون محيط زيست انساني سازمان حفاظت محيط زيست با اشاره به انتخاب وزير سبز وزارتخانه سبز در پايان اين نمايشگاه گفت: از آنجايي كه هيئت دولت همراهي ويژه اي با محيط زيست دارند اين فعاليت ها ارزش گذاري شده و در پايان نمايشگاه دو وزير به عنوان وزير ويژه و سبز معرفي مي شوند.
دكتر اصيليان خاطر نشان كرد: علاوه بر مجموعه ستادي سازمان محيط زيست، 204 شركت كننده داخلي و خارجي 10 مشاركت كننده خارجي از كشورهاي انگلستان، فرانسه، آلمان، اتريش، روسيه و ايتاليا در نمايشگاه بين المللي محيط زيست ايران مشاركت كرده اند.
به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان
گزارش هفتمین نمایشگاه بین المللی محیط زیست
هفتمين نمايشگاه بينالمللي محيطزيست در حالي آغاز شد و به كار خود تا 26 بهمن ماه ادامه داد كه تقريبا هيچيك تشكلهاي زيستمحيطي در آن حضور نداشتند
عدم حضور تشكلهاي زيستمحيطي كه در بسياري از زمينهها به بازوان ياريرسان سازمان حفاظت محيطزيست و ديگر ارگانهاي درگير بهداشت و محيط تبديل شدهاند تنها به اين دليل بود كه نميتوانستند براي دريافت غرفه، وجهي را پرداخت كنند. اين در حالي است كه بيش از 300 تشكل زيست محيطي در ايران به ثبت رسيده است و بسياري از آنان ضمن همكاري با سازمانهاي بينالمللي نظير برنامه عمران سازمان ملل متحد، نقشي انكارناپذير در حفاظت محيط زيست و توسعه فرهنگ زيست محيطي ايفا ميكنند.
با گشت و گذاري در سالن موسوم به خليجفارس ميشد غرفههاي خالي را مشاهده كرد، گرچه چنين غرفههايي در سالن ديگر به نام سالن ميلاد نيز ديده ميشد و به راحتي ممكن بود در اختيار اين تشكلها قرار گيرد.
عدم حضور اين فعالان علاقهمند محيط زيست در اين نمايشگاه را ميتوان نشانه ناخوشايندي از شرايط آينده محيطزيست ايران دانست.
اما اين، همه ماجرا در ارتباط با هفتمين نمايشگاه بينالمللي محيطزيست ايران نبود. اين نمايشگاه كه در سه سالن برگزار شد، انسجام را نداشت. گرچه تلاش شده بود واحدهاي تابعه سازمان حفاظت محيط زيست در يك سالن و يا يك طبقه قرار داشته باشند اما برخي از اين ادارات به صورت جدا افتاده از ديگران ميان صنايع احاطه شده و طبيعي بود كمتر مورد توجه قرار گيرند. در اين ارتباط ميتوان به اداره كل حفاظت محيطزيست خراسان شمالي اشاره كرد كه در طبقه پايين سالن خليجفارس در ميان غرفههاي سيمان، خودرو و صنايع مهماتسازي ديده ميشد. در عين حال برخي از سازمانها به طور مشترك از غرفهها استفاده ميكردند؛ شهرداري دزفول و محيط زيست خوزستان و دانشگاه آزاد همدان و اداره كل محيطزيست اين استان از آن جملهاند.
غرفه پست جمهوري اسلامي ايران را ميتوان غرفهاي نامتجانس دانست هر چند كه از نظر عملكردي ميتوان پست را يكي از تشكيلات دوستدار محيط زيست برشمرد. ديوارهاي كرمرنگ اين غرفه با تمبرهاي كشورهايي نظير تايلند و مالزي تزيين شده بود و بخشي نيز به تمبرهايي اختصاص داشت كه گوشهاي از حيات وحش ايران را نمايش ميداد. گفتوگو با مسئول غرفه در ارتباط با تهيه تمبرهاي ايراني كه با گور ايراني، يوز آسيايي، هوبره و مانند آن تزيين شده است، چندان ثمري ندارد، او گفت: براي تهيه اين تمبرها بايد با بخش خصوصي تماس بگيريد.
در رديفي ديگر چند شركت حضور دارند كه عمده فعاليتشان به توريسم و اكوتوريسم مربوط ميشود. اين شركتهاي خصوصي كه درآمد و عايدي مالي چنداني نيز ندارند براي حضور در نمايشگاه از سوي كميته ملي طبيعتگردي حمايت شدهاند، حمايتي كه تشكلهاي زيستمحيطي از آن بينصيب بودند. غرفههاي سازمانهاي بينالمللي نظير برنامه عمران سازمان ملل متحد و برنامه محيطزيست درياي خزر در نهايت سادگي تزئين شده بود چند بروشور بر روي ميز و چند پوستر به ديوار كه بيشتر به فعاليتهاي تشكلها و سازمانهاي ديگر ارتباط داشت.
گوشه و كنار نيز ميشد غرفههاي شهرداري شهرهاي مختلف را ديد كه بيشتر تلاش داشتند بازيافت زباله و پاكسازي شهرشان را به نمايش بگذارند. غرفه معاونت آموزش سازمان حفاظت محيطزيست نيز چند جلد كتاب مرتبط با محيطزيست و چندين جلد كتاب بيربط به اين مقوله را در فضايي چشمگير به نمايش گذاشته بود. معاونت محيططبيعي سازمان محيط زيست نيز با نمايش جانوران تاكسيدرمي شده و توزيع بروشور و نقشه سبب ميشد تا بازديد كنندگان اندكي در مقابل اين جانوران درنگي كنند و گاهي پنهاني به اندام بيتحرك و بيجان آنها دستي بكشند.
حضور صنايعي نظير خودروسازي، شيشه و سراميك، پتروشيمي، سيمان و قطعهسازي نيز در اين نمايشگاه جلب توجه ميكرد. اين صنايع بيش از آن كه محيطزيست و فعاليتهاي زيستمحيطيشان را معرفي كنند، به تبليغ كالاها و محصولات خود مشغول بودند.
در روز نخست نمايشگاه كه رئيس سازمان حفاظت محيطزيست و معاونانش نيز حضور داشتند بازديدي توسط او از غرفهها صورت گرفت در برخي قسمتها پا سست ميكرد و تاملي، و از كنار برخي ديگر به سرعت ميگذشت. معاونان او نيز از برخي غرفهها بازديد كردند و حضور آنان را ميشد با حركت گروهي مشايعتكننده احساس كرد.
در همان روز نخست بود كه كتابچه راهنماي نمايشگاه توزيع شد و در آن نام 118 شركت، موسسه و اداره به عنوان شركتكنندگان در هفتمين نمايشگاه درج شده بود، اما مدير سالن خليجفارس گفت كه تنها در سالن تحت مديريتش 126 غرفه فعال وجود دارد و چند تايي نيز حضور نداشتهاند كه بيشتر از شهرداري شهرهاي مختلف بودهاند.
شمار بازديدكنندگان از نمايشگاه هفتم محيطزيست و استقبال مردمي در روزهاي پاياني آن يعني پنجشنبه و جمعه بيشتر شد. بيشتر بازديدكنندگان در روزهاي نخست دانشجويان و علاقهمندان بودند و در روزهاي پاياني اين تقسيمبندي كار چندان آساني نبود: دانشآموزان، معلمان، استادان دانشگاه، مهندسان، صنعتگران، بازديدكنندگان عادي و...
ارائه محصولاتي كه جزو آلايندههاي محيطزيست هستند در اكثر غرفههاي صنعتي به دست مردم و بازديدكنندگان داده ميشد: ساكهاي پلاستيكي تبليغاتي و پوسترهايي رنگارنگ. برخي بازديدكنندگان نه علاقمند به محيطزيست و نه صنعت، براي گذران وقت و جمعآوري كلكسيوني از محصولات تبليغي رنج سفر شهري را به خود هموار كرده بودند.
در روز آخر اين نمايشگاه كه بالاخره با تاخير يك ساله برگزار شد، شهردار سبز، وزير سبز و صنعت سبز نيز معرفي ميشدند. رئيس سازمان محيطزيست نيز سخنراني كرد، مراسم به آخر رسيد و توجهي اين چنين منسجم به محيطزيست به نمايشگاهي ديگر موكول خواهد شد.
به نقل از همشهری آن لاین
۱-طرح کنار گذر تالاب انزلی و خشک شدن چندین هکتار از این تالاب
۲-طرح میان گذر دریاچه ارومیه و خطر نابودی آرتمیای این دریاچه
۳-مرگ دلفینها در جاسک
۴-کشتن قوها در انزلی
۵-مرگ ۱۸۰۰۰ قطعه پرنده به دلیل سرما
۶-مرگ استاد هرمز اسدی
۷-قطع و نابودی جنگلها و مراتع
و ... باعث می شه که کوچکترین خبر هم باعث دلگرمی و خوشحالی ما می شود.
افتتاح اولین مرکز تحقیقات حیات وحش در ایران
مركز تحقيقات فكخزر بهعنوان اولين مركز تحقيقات حيات وحش ايران در روز 29 بهمن ماه همزمان با چهلمين روز درگذشت هرمزاسدي جانورشناس برجسته كشور افتتاح ميشود.
اين مركز با هدف ترويج آموزش و پژوهش علمي و عملي در ارتباط با حفاظت كاربردي فك خزري در مركز تحقيقات زيست محيطي سازمان حفاظت محيط زيست واقع در بندرانزلي و با حمايت مالي، علمي و فني طرح پژوهشي آموزش فك خزري داروين، دانشگاه ليدز انگلستان و اداره كل محيطزيست استان گيلان و سازمان شيلات ايران به بهره برداري ميرسد.
حسين فاميل اسدي، در اين رابطه ميگويد: در سال 78 من به همراه بهمن كيابي، نيما نجفي براي حفاظت از فكخزر به گروهي كه هرمز اسدي تشكيل داده بود پيوستيم تا بتوانيم از اين جانور در معرض انقراض حفاظت كنيم.
اين استاد دانشگاه كه اولين طرح حمايت از فك خزر را به همراه هرمز اسدي براي نخستين بار در سال 78 آغاز كرد، افزود: از همان روز مرحوم اسدي به فكر راهاندازي يك مركز تحقيقاتي افتاد تا با تكيه بر آن هم هزينههاي تحقيقاتي پيرامون حفاظت از اين جانور كم شود و هم از متخصصان داخلي به بهترين شيوه استفاده شود. فك خزر در سال78 در معرض خطر نابودي قرار گرفت و افزايش مرگ و مير اين جانور باعث انجام تحقيقاتي گسترده زير نظر هرمز اسدي شد و اجراي طرح Eco Tox بهمنظور حفاظت از اين جانور باارزش درياي خزر بود.
حسين فاميل اسدي در ادامه گفت: در واقع اين گروه كه براي حفاظت از فك خزر مشغول به فعاليت شد، در تاريخ ايران سابقه نداشت كه اين مهم به همت زنده ياد هرمز اسدي انجام گرفت.
اسدي در پايان افزود: اين مركز باعث ميشود شناخت ما از اين حيوان بيشتر شود و از طرفي همكاري بيشتري ميان جانورشناسان و دامپزشكان صورت گيرد و راه براي تاسيس مراكزي مشابه و تخصصي باز شود. افتتاح اين مركز از جمله دستاوردهاي طرح پژوهشي آموزشي فك خزري داروين در ايران است كه بنيانگذار آن مرحوم هرمز اسدي است.مركز تحقيقات فكخزر بهعنوان اولين مركز تحقيقات حيات وحش ايران در روز 29 بهمن ماه همزمان با چهلمين روز درگذشت هرمزاسدي جانورشناس برجسته كشور افتتاح ميشود.
اين مركز با هدف ترويج آموزش و پژوهش علمي و عملي در ارتباط با حفاظت كاربردي فك خزري در مركز تحقيقات زيست محيطي سازمان حفاظت محيط زيست واقع در بندرانزلي و با حمايت مالي، علمي و فني طرح پژوهشي آموزش فك خزري داروين، دانشگاه ليدز انگلستان و اداره كل محيطزيست استان گيلان و سازمان شيلات ايران به بهره برداري ميرسد.
حسين فاميل اسدي، در اين رابطه ميگويد: در سال 78 من به همراه بهمن كيابي، نيما نجفي براي حفاظت از فكخزر به گروهي كه هرمز اسدي تشكيل داده بود پيوستيم تا بتوانيم از اين جانور در معرض انقراض حفاظت كنيم.
اين استاد دانشگاه كه اولين طرح حمايت از فك خزر را به همراه هرمز اسدي براي نخستين بار در سال 78 آغاز كرد، افزود: از همان روز مرحوم اسدي به فكر راهاندازي يك مركز تحقيقاتي افتاد تا با تكيه بر آن هم هزينههاي تحقيقاتي پيرامون حفاظت از اين جانور كم شود و هم از متخصصان داخلي به بهترين شيوه استفاده شود. فك خزر در سال78 در معرض خطر نابودي قرار گرفت و افزايش مرگ و مير اين جانور باعث انجام تحقيقاتي گسترده زير نظر هرمز اسدي شد و اجراي طرح Eco Tox بهمنظور حفاظت از اين جانور باارزش درياي خزر بود.
حسين فاميل اسدي در ادامه گفت: در واقع اين گروه كه براي حفاظت از فك خزر مشغول به فعاليت شد، در تاريخ ايران سابقه نداشت كه اين مهم به همت زنده ياد هرمز اسدي انجام گرفت.
اسدي در پايان افزود: اين مركز باعث ميشود شناخت ما از اين حيوان بيشتر شود و از طرفي همكاري بيشتري ميان جانورشناسان و دامپزشكان صورت گيرد و راه براي تاسيس مراكزي مشابه و تخصصي باز شود. افتتاح اين مركز از جمله دستاوردهاي طرح پژوهشي آموزشي فك خزري داروين در ايران است كه بنيانگذار آن مرحوم هرمز اسدي است.
به نقل از همشهری آن لاین

حفاظت از شیر ایرانی
شير ايرانى با نام علمى panthera leo persica يكى از جانوران بومى سرزمين ايران به شمار مى رفته كه نسل آن سال هاست به دلايلى در كشور ما منقرض شده و هم اكنون تعدادى از اين گونه شير در جنگلى موسوم به «گير» در هندوستان به بقا ادامه مى دهند. اخيراً برخى روزنامه ها خبر دادند به دليل عدم وجود شير در ايران از ۶۵ سال گذشته تاكنون و مطابق قانون تغيير نام گونه ها از سوى اتحاديه جهانى حفاظت از طبيعت و منابع طبيعى (IUCN) گونه شير ايرانى به شير هندى تغيير ماهيت مى دهد، زيرا چنانچه از خانواده گربه سانان وجود گونه اى در زيستگاهش بيش از ۵۰ سال گزارش نشود، به نام زيستگاه فعلى آن نامگذارىمى شود.
تغيير نام شير ايرانى به نام شير هندى همانند ديگر تغيير نام هايى از اين دست، نگرانى دوستداران جانور شناسى و محيط زيست كشور را موجب شد چرا كه شير ايرانى يكى از گونه هاى منحصر به فرد جانورى است كه دنيا آن را با نام سرزمين مامى شناسد.
گذشته از اين، شير از زمان هاى بسيار قديم نزد ايرانيان جايگاه ويژه اى داشته و همواره از آن به عنوان مظهر قدرت، شهامت، دليرى و سلحشورى مردمان اين سرزمين ياد مى شود. شايد ما بارها در فرهنگمان استفاده از القابى نظير شيرمرد، شير زن و شيردل را در مقاطع مختلف شنيده باشيم و يا همه ما مى دانيم يكى از القاب حضرت على(ع) شير خداست. ردپاى شير از گذشته هاى دور در تاريخ و فرهنگ ما به چشم مى خورد و در نقش برجسته هاى تخت جمشيد شير سوار بر گاو سمبل سال نو ودرسرستون هاىشرقىكاخ آپادانانشانه ابهت و نيز فرمانروايى بر قلمرو بوده است.
در ادبيات داستانى و اشعار ايرانى نيز شير جايگاه اسطوره اى و ويژه اى داشته و در اشعار زيادى كه در بيان دلاورى هاى قهرمانان شاهنامه سروده شده از نام شير مدد گرفته شده است.
با وجود اهميتى كه مسائل مرتبط با نام ايران دارد در ساليان گذشته تلاش چندانى براى احياى شير ايرانى در دشت هاى كشور انجام نشده است.
در حال حاضر تعداد ۳۰۰ تا ۴۰۰ قلاده از شير ايرانى كه در جنگل «گير» هندوستان زندگى مى كنند كه شرايط زيست آنها تناسب چندانى با وضعيت محيطى و اقليمى اين كشور ندارد و شيرها مشكلاتى را براى اهالى اين بخش از هند پديد آورده اند.
هر ساله چندين نفر از اهالى بومى اطراف اين منطقه طعمه اين شكارچى تيزچنگ مى شوند ولى درآمد سرشار گردشگرى كه از وجود اين شيرها عايد هند مى شود مانع از اين مى شود كه دولت هند دست از حمايت شيرها بردارد.
دكتر «اسماعيل كهرم» كارشناس محيط زيست و حيات وحش و ناشر كتاب معروف «شير و غزال» كه پيرامون حيات وحش ايران تاكنون در چندين كشور اروپايى به چاپ رسيده درباره شير ايرانى توضيح مى دهد: شير ايرانى جانورى بسيار درنده است كه از جثه نسبتاً كوچكترى نسبت به شير آفريقايى برخوردار است و يال جنس نر آن قدرى تيره تر از شير آفريقايى است. از گردن تا زير شكم شير ايرانى همانند اين كه دو پوست اطراف را به يكديگر دوخته باشند آويخته به نظر مى رسد.
شير ايرانى بومى سرزمين ايران بوده و منطقه دز، كرخه و دشت ارژن فارس (در ۶۰ كيلومترى جنوب شرقى شيراز) زيستگاه اصلى اينگونه بوده است.
دشت ارژن روزگارى منطقه باتلاقى و زيستگاه مناسبى براى گرازها بوده و از آنجا كه گراز نيز طعمه اصلى اين شير به شمار مى رود جمعيت مناسبى از شيرهاى ايرانى در اين منطقه زندگى مى كردند.
كهرم در خصوص دليل اتلاق نام شير ايرانى به اين گونه شير مى گويد: ظاهراً همزمان شير ايرانى در هندوستان و پاكستان نيز بوده و در حال حاضر علاوه بر حدود ۴۰۰ شيرى كه در هندوستان وجود دارد، حدود ۲۵ قلاده شير ايرانى در باغ وحش لاهور در پاكستان موجود است. در آن زمان به دليل اين كه ايران و زبان فارسى در منطقه و جهان نفوذ بيشترى داشته و اولين بار نيز اين گونه شير در ايران ديده شده اين شير به نام شير ايرانى و يا همان نام علمى panthera leo persica نامگذارى شده است. اين نام توسط شخصى به نام مه ير (Meyer) در سال ۱۸۲۶ ثبت شده است.
استاد مركز تحقيقات محيط زيست امكان تغيير نام شير ايرانى را رد مى كند و معتقد است: تغيير در نام هيأت بين المللى نامگذارى جانوران انجام مى شود كه اولاً تغيير نام علمى تقريباً غيرممكن است و ثانياً همواره نام هاى قديمى بر ديگر نام ها ارجحيت دارد.
نامگذارى حيوانات و تغيير نام گونه ها قانون و تشكيلات خاصى دارد و ممكن است جانورى به نام شخصى كه آن را كشف كرده و ياجايىكه درآن ديده شده ثبت شود.
كهرم مى گويد: با تماس هايى كه با مسئولان IUCN برقرار كردم آنها گفتند تاكنون تصميمى مبنى برتغيير نام شير ايرانى گرفته نشده و چنين پيشنهادى نيز وجود ندارد. «پيتر جكسون» رئيس سابق هيأت مطالعات گربه سانان نيز با اشاره به سند مكتوبى گفت هر چند آخرين تعداد از اين گونه شيرها در هند هستند هيچ دليلى وجود ندارد كه آنها شير هندى ناميده شوند.
كهرم تصريح مى كند: اگر از نظر علمى ثابت شود شيرى كه در منطقه ديگرى وجود دارد غير از شير ايرانى است كه در ايران زندگى مى كرده امكان تغيير نام وجوددارد.
البته ما مى توانستيم با احياى نسل شير ايرانى از بروز اخبار اين چنينى جلوگيرى كنيم ولى با اين وجود اگر بحث تغيير نام پيش بيايد ايران مى تواند اعتراض خود رابه كميسيون تغيير نام جانوران در ژنو ارائه كند.
استاد مركز تحقيقات محيط زيست با اشاره به روند انقراض نسل شير ايرانى در كشور توضيح مى دهد: ما اطلاعات و مداركى در دست داريم كه نشان مى دهد اين شير در سال ۱۹۰۷ يعنى در حدود صد سال پيش در دشت ارژن شيراز به فردى حمله مى كند و آن فرد از ترس به بالاى درخت پناه مى برد ولى شير گرسنه كه درنده قوى و كاملى بوده به اسب او حمله مى برد.
رابرت كرزن كه نماينده مجلس عوام انگلستان بوده در سفرى كه به ايران در سال ۱۹۰۶ و ۱۹۰۷ داشته گزارشى در مورد شير ايرانى براى روزنامه ديلى تلگراف مى برد. ظاهراً به تدريج تعداد شير ايرانى در ايران به قدرى كم مى شود كه وقتى ظل السلطان پسر دوم ناصرالدين شاه كه فردى علاقه مند به شكار بوده از مردم مى خواهد كه در ازاى دريافت ۱۰ هزارتومان محل زندگى يك شير ايرانى را به او نشان دهند كسى موفق به اين كار نمى شود.
در آن زمان شكار شير براى شاهزاده هاى قاجار اهميت داشته زيرا آنها به اين ترتيب به ديگران نشان مى دادند كه مرد شده اند.
در اوايل سال ۱۹۴۳ يك قلاده شير ايرانى را فردى به نام هينى( hianey) مى بيند و چمپيون جونز در سال ۱۹۴۵ موفق مى شود يك ماده شير ايرانى را در دره هاى كرخه نزديك دزفول رؤيت كند و بعد از بازگشت به انگليس مقاله اى در اين زمينه ارائه مى دهد. بعد از آن هيچ شير ديگرى در ايران ديده نشده و نسل اين شير به دليل نابودى زيستگاه و شكار بى رويه شكارچيان و شاهزاده هاىقاجار از بين رفته است.
در حال حاضر به غير از دو پوست شير ايرانى كه در موزه تاريخ طبيعى بريتانيا در لندن نگهدارى مى شود و عكسى كه در كتاب پستانداران دكتر اسماعيل اعتماد چاپ شده هيچ اثرى از حيات شير در ايران وجود ندارد.
استاد مركز مطالعات محيط زيست با اشاره به اين كه پس از انقراض شير ايرانى زيستگاه آن نيز در ايران دستخوش تغيير و نابودى است، مى گويد: در حال حاضر اغلب باتلاق هاى دشت ارژن به مزارع كشاورزى و برنج زار تبديل شده ولى هنوز تعدادى گراز در منطقه وجود دارد. البته اهالى منطقه گرازها را به دليل آن كه به زمين كشاورزى آسيب مى زنند هدف قرار مى دهند.
به عقيده اين جانور شناس واقعاً حيف است كه در باغ وحش هاى ايران شير آفريقايى نگهدارى مى شود ولى اثرى از شير ايرانى در آنها نيست. اگر باغ وحش هاى ما توان خريد شير ايرانى را ندارند دست كم بايد شيرهاى آفريقايى موجود را با شيرهاى ايرانى مبادله كنند.
كهرم با اشاره به مشكلات زيست شير ايرانى در جنگل گير هندوستان توضيح مى دهد: شير ايرانى گونه اى است كه با زندگى در دشت سازگارى بيشترى دارد در حالى كه گير منطقه اى جنگلى و بسيار پر جمعيت است. خوراك اصلى شير ايرانى گراز است ولى در اين جنگل گوزن هندى براى شكار اين جانور وجود دارد. ساكنان منطقه از طريق دامدارى امرار معاش مى كنند و به دليل آن كه طعمه هاى موجود در جنگل پاسخگوى اشتهاى شير ايرانى نيست گهگاه ديده مى شود اين شير به دام هاى مردم حمله مى برد و لذا اهالى نيز براى جلوگيرى از سرقت دام هايشان طعمه مسموم بر مسير حركت آنها قرار مى دهند. همچنين شير گهگاه به كشاورزان و اهالى اطراف جنگل حمله مى كند و برآورد شده هر ساله در هند ۱۰۰ نفر توسط ببرها، ۶۰ نفر توسط پلنگ ها و ۵۰ نفر نيز توسط شيرها مورد حمله قرار گرفته و شكار مى شوند.
اهالى منطقه گير بارها به اين موضوع اعتراض كردند كه در حالى كه شيرها هر از گاهى يكى از اهالى منطقه را طعمه خود قرار مى دهند باز دولت از شيرها حمايت مى كند. دليل حمايت دولت هند مشخص است، شيرها پاى بسيارى ازگردشگران را به هند باز مى كنند. بنابر آمارها در حال حاضر هر يك قلاده ببر ۳۰ تا ۴۰ هزار گردشگر اروپايى را به هند مى كشاند. لذا دولت هند مى داند نگهدارى از شير و ببر و پلنگ معادل پول و درآمد است و مردم هند نيز از نگهدارى شير به طور غيرمستقيم بهره بردارى كرده و منتفع مى شوند.
استاد مركز تحقيقات محيط زيست با اشاره به اين كه پس از انقراض شير در ايران در حال حاضر اين شير جزو گونه هاى ليست قرمز جانورى قرار دارد، ادامه مى دهد: تاكنون اقدام جدى براى احياى مجدد شير ايرانى در كشور انجام نشده است. قبل از انقلاب قرار بود اين كار در دشت ارژن فارس انجام شود و در سال ۱۳۵۵ تصميم گرفته شد پس از كوچاندن مردم از اين منطقه چند شير ايرانى خريدارى شده و در آنجا رها شود كه البته اين طرح عملياتى نشد.
به لحاظ آب وهوايى در مناطقى نظير دز، كرخه و دشت ارژن همچنان قابليت نگهدارى شير ايرانى وجود دارد و در حال حاضر مشكل عمده براى نگهدارى شير در ايران نبود طعمه كافى در اين گونه مناطق است.
با توجه به اين كه هر شير در هفته دو گراز مى خورد تنها منطقه اى در ايران كه به قدر كافى گراز براى خوراك شيرها دارد جنگل هاى استان گلستان است ولى با اين وجود شير ايرانى شيرى است كه با زندگى در دشت سازگارى دارد و جنگل هاى گلستان در كوه واقع شده است.
اين جانور شناس معتقد است از آنجا كه شير ايرانى با نام ايران پيوند خورده چنانچه نسل آن در ايران احيا شود مطمئناً موجب افزايش ورود توريست به كشور خواهد شد. ما بايد مناطقى به صورت حفاظت شده در دشت ارژن ايجاد كنيم و دور آن با سيم خاردار از ديگر مناطق جدا شود و در منطقه جمعيتى از گرازها براى تغذيه شيرها تكثير شود و در صورتى كه كمبودى به لحاظ تغذيه اى احساس شد به طور دستى كشتار در اختيار آنها قرار گيرد تا جايى كه شرايط طبيعى زيست محيطى در منطقه براى زندگى مجدد شيرها فراهم شود.
كهرم ادامه مى دهد: مطمئناً اگر ما طرح مناسبى در زمينه احياى شير ايرانى داشته باشيم كه منجر به ايجاد ايستگاه جديد براى زيست اين گونه شير شود با توجه به اين كه اين شير جزو ليست قرمز است IUCN از ما حمايت خواهد كرد.
نقل از روزنامه ایران
یخچال تنها راه نجات لاک پشت ها است.
متخصصان انگليسي اعلام كردند براي نجات جان لاك پشت ها طي زمستان آنها را در يخچال نگهداري كنيد.
بنابر اين گزارش، طبق اين تحقيقات، لاك پشت ها براي رفتن در خواب زمستاني احتياج به نگهداري در محل هاي خشك دارند در نتيجه صاحبان آنها براي حفظ جان لاك پشت هايشان بايد آنها در داخل مكان هاي خنكي از جمله يخچال قرار دهند تا بتوانند به خواب زمستاني بروند و پس از زمستان از خواب بيدار شوند.
نقل از باشگاه خبرنگاران جوان
پلنگی دیگر برای تاکسیدرمی
يك قلاده پلنگ كه وارد شهر برازجان مركز شهرستان دشتستان اين استان شده بود، توسط نيروي انتظامي به ضرب گلوله كشته شد.
حسين دلشب معاون فني اداره كل حفاظت محيط زيست استان بوشهر گفت: پلنگ از گونههاي درحال انقراض و بعد از شير و ببر تنها جانور از خانواده گربهسانان است كه فعلا وجود دارد.
به گزارش ايرنا وي اظهارداشت: منطقه كوهستان جنوب شرقي برازجان داراي اكوسيستم واحدي با منطقه خائيز تا تنگ باهوش شهرستان تنگستان است كه وجود زيستگاه پلنگ در اين منطقه را اثبات ميكند.
دلشب بيان كرد: نظر به اهميت زيستگاهي اين منطقه به مساحت ۴۹هزارو ۸۴۶ هكتار و دامنه تغييرات ارتفاعي بين ۱۶۲متر و هزارو ۲۲۰متر نسبت به سطح دريا و تنوع زيستي بسيار باارزش جانوري و گياهي اين منطقه به عنوان منطقه شكار ممنوع به سازمان حفاظت محيط زيست پيشنهاد شدهاست.
وي گفت: هماينك براي بانك ژن سازمان حفاظت محيط زيست از لاشه پلنگ كشته شده خونگيري شدهاست وجسد آن براي تاكسيدرمي درموزه اين ادارهكل نگهداري خواهد شد.
|
منتظر نظرات و کمکهای شما دوستان عزیز هستم.